سيد حسن آصف آگاه

7

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

ستاره و مغان در شرق گزارشى آمده ، و به آسانى مىتوان در آن ردپاى يك روايت محضا ايرانى را تشخيص داد . تولد منجى طبق اظهارنظرهاى گوناگون در ادبيات مسيحى كه آشكارا به روايت ايرانى باز مىگردد ، توسط شخص زرتشت پيشگويى شده است . او به سه شاگردش اعلام مىكند كه در آخرت ( پايان دوران ) ، پادشاه بزرگ از باكره‌اىزاده خواهد شد ؛ و بنا به روايات اين منجى از خاندان زرتشت است و نشانه‌اش ستارهء درخشانى است كه در آسمان نمودار مىشود و در درخشش از خورشيد برتر است . مغ‌ها هر ساله ، پس از آيين‌هاى ويژهء تطهير و يك دعاى خاموش ، سه روز تولد شاه منجى را انتظار مىكشند و در آسمان براى كشف علامت او ، ستارهء درخشان ، غور مىكنند . هنگامى كه شاه متولد مىگردد ، مغ‌ها به درون « غار گنج » وارد مىشوند و به نشانهء اداى احترام تاج‌هاى خود را به او تقديم مىكنند و روى پاهاى وى مىگذارند . فرگرد چهارم با بحثى تحت عنوان « از اوستاى اشكانى تا اوستاى اسلامى » آغاز مىشود كه در آن به پيدايش اوستا و چگونگى تغييرات راه يافته در آن از آغاز تاكنون پرداخته شده و نشان مىدهيم روايات سنتى محفوظ در آثار پهلوى و به‌ويژه مطالب دين‌كرد دربارهء چگونگى پيدايش متن كامل اوستا و زند آن در دو نسخه به فرمان داريوش سوم ، خالى از حقايق تاريخى است . به گفتهء پروفسور كاىبار تمامى اين تاريخ‌نگارىها بدون شك به دوران خسرو انوشيروان پادشاه ساسانى ( 531 - 579 ميلادى ) يعنى همان دوره‌اى كه قسمت اعظم دين‌كرد تدوين شد ، مربوط مىگردد و هدف آن بوده كه اصالت و صحت مجموعه آثار مذهبى و تعاليم موجود را كه اساس و پايه معتقدات روحانيان زرتشتى آن روز بود ، ثابت و مدلل دارد . وى در ادامه چنين اظهارنظر مىكند كه كليهء آثار مذهبى زرتشتى حتى آنها كه بعد از حيات زرتشت به وجود آمد ، به خود زرتشت منسوب مىگردد . براى ساسانيان ايجاد اين عقيده در مردم كمال ضرورت را داشت كه قبل از حملهء اسكندر گجسته و غلبهء او بر ايران ، نسخ و متون موثق و كامل اوستا وجود داشته و به دنبال پراكندگى آن مجددا جمع‌آورى گرديده و سنن و مطالب ديگر بدانها اضافه شده است . لذا مىبينيم چگونه روحانيت زرتشتى در قرون اوليهء تسلط اسلام مىكوشيد تا با اصلاحات خود احكام تازه‌اى در قالبى متشكل به دست دهد و عقايد اصيل دين زرتشتى را به صورتى خالى از زوايد و شوائب درآورد ، در نتيجه به گفتهء اشپولر روحانيت در اين زمان از عقيده به « زروان » دست كشيد و ايمان به « اورمزد » را به صورتى تا حد امكان منزّه تقرير كرد . از سوى ديگر جامعهء زرتشتى در اين دوران براى فرار از اتهام تأثيرپذيرى ، به شدت از بيگانگان به‌ويژه مسلمانان احتراز مىكردند و اين خود ثمرات و نتايجى در بر داشت كه از آن جمله مىتوان به نفوذ افكار اسلامى به خصوص معتزلى در شالودهء بناى دين زرتشت توجه نمود .